تبليغاتX
ღஜاشعار عاشقانه و عکس ஜღ


ღஜاشعار عاشقانه و عکس ஜღ





حرف دلمون


مطالب قبلیمون


نـــــویـــــد ღ پـــــپـــــری


دوستای گلمون


پیوندها


موضوعات :

:


كد جاوا :

سلام..بای..عشق---نوید

سلام به تمامی دوستانی که لطف می کنن و میان اینجا و با نظرای خوشگلشون به ما کمک می

کنن.دوستای عزیز با شرمندگی کاملباید بگم این وب همون جور که تو عکس می خونین تعطیله تا

اطلاع ثانویههیچ اتفاقی رخ نداده فقط چون من از اول مهر باید برم دوباره دانشگاهوقت آنچنانی

ندارم که بیام آپ کنم..فکر کنم یه هفته که از دانشگاه که بگذره برگردم یا شایدمهیچ چیزی معلوم

نیست باید حداقل یه هفته از دانشگاه ها بگذره ببینم وضیعت چطورهسعی می کنم حداقل بیام

به وباتون سر بزنم و نظر بدمنمی دونم پری می تونه آپ کنه یا نهاگه اومد آپ کرد با نظرای

خوشگلتون تنهاش نذاریناگه تو این مدت حرفی زدم که باعث شده از من دلخور شین واقعا ببخشید و

شرمندههیچ وقت تنهاتون نمی ذارم و همیشه به یادتونم سعی می کنم زودتر برگردمخوش

باشین،خوش زندگی کنین،خوشی هاتون رو با هم تقسیم کنین.یه آپم میکنم و بعدش خداحافظدوستای

عزیز همتون رو دوست داریم به شدت اونم ۲تایی..یا حق


خوبه من می خوامت،آرزومه بیام تو خوابت،عزیزم بخندیم بشم محو صورت ماهت،دوست دارم بمیرم اما

اون اشکاتو نبینم،بردی تو دیگه قلبه من می خوام اون دستاتو بگیرم


عشقه من باش،جونه من

باش،نذاری یه روزی این دلو تنهاش،ای دیونه دوست دارم نمی تونم از تو چشم بردارم


عشقه من با تو شادم،آخه نمی ری تو از یادم،روزی که تو رو دیدم دلمو به دله تو دادم،حالا من می دونم

بی تو یه لحظه نمی تونم،تا دنیا باشه پا برجا،به پای عشقت می مونم"برای داشتن تو حتی وسه یه

لحظه،جونمو-زندگیمو بدم بازم می ارزه"

عشقه من باش،جونه من

باش،نذاری یه روزی این دلوتنهاش،ای دیونه دوست دارم نمی تونم از تو چشم بردارم


نويسنده: نـــــویــــــد و پـــــپـــــری مورخ: سه شنبه 24 شهریور1388 در ساعت: 5:15 بعد از ظهر
|+|

انتظار..انتظار--نوید
دیشب  چشمان ابر آلودت را فانوسی از جنس مهتاب دیدم.

دستان گره خورده ات راه حل مساله ای حل مشدنی را نشانی داد.

ولی امروز

در چشمانم جز صید سایه بختی کسی دایره نمی زند...

دستان پژمرده ای که خار هم زحمت نوازش نمی دهد...

نفس غم دوخته ای که هر دم مهر خاموشی فریاد میزند...

 

ومن...

سایه رسیدنت را با نگاهی بر قلب منتظرم میکوبم...

اما...اما...اما...

سایه ات ناگهان پنهان می شود وبازم به انتظار می نشینم که شاید روزی به دادم

 برسی و دست های پژمرده ام را با دستای گرمت نوزاش دهی

 


نويسنده: نـــــویــــــد و پـــــپـــــری مورخ: چهارشنبه 18 شهریور1388 در ساعت: 0:42 قبل از ظهر
|+|

اولین سالگرد زندگی
سلام سلام..خوبین همه گی؟

نمیدونم ازکجا شروع کنمآخه امروز۱۵/۶ یه روز خوبیه،یه روزیه که واقعا نمی دونم راجع بهش چیزی

بنویسم یعنی نمی دونم چه جوری وصفش کنم که چه روز قشنگ وشیرینیه..یه روز فراموش نشدنی یه روز

خوشگل

برمیگرده به یه سال پیش که دیدم یکی یه نظر خاص وسه آپی که کرده بودم گذاشتهنمی دونستم کیهاز

کجاست هیچی ازش نمی دونستم،نمی دونستم می خواد امروز اون شخص بشه تمام زندگیم،نمی دونستم می

خواد کسی بشه که به اندازه خدا دوسش داشته باشم،نمی دونستم می خواد کسی بشه که اگه نباشه نویدی هم

نیست،نمی دونستم می خواد بشه اگه خدا بخواد......نمی دونستم می خواد بشه

پپریه مننمی دونستم...

آره درست حدس زدین امروز اولین سالگرده با هم بودن،اولین سالگرد زندگی غیر رسمی منو پپرمه..۱سال

گذشتبا همه شادی ها،با همه خوبی ها،با همه خنده ها،با همه گریه ها،با همه دلتنگی ها امیدوارم پپرم

اگه از من یه موقع ها بد اخلاقی دیده بود  ببخشه منو.. امیدوارم بتونم همون کسی باشم تو زندگیش که

انتظار شو داره

 

اگه بخوام یه خاطره خوب از این یه سالی بگم باید بگم نمی تونمآخه همه روزای منو پپرم خاطره انگیز

بوده چه خوبش چه بدشاینو جدی می گم به خدا..می  تونین همین رو از پری هم بپرسین

 

آشنایی ما از همین وب شروع شد که پری نظر گذاشته بودبعد وسم تو یاهو آف گذاشتوخودشو یه

کوچولو معرفی کرد..راستش من زیاد نمی چتم به همین دلیل بهش پیشنهاد دادم که تلفنم رو بگیره و بزنگه

که همین کارو هم کرداولین باری که زنگید گفت شاید این آخرین باری باشه که می زنگم(چه قد هم

 یه بار شد)شوخی کردم..هیچی دیگه بیشتر با هم آشنا شدیم،و خصوصیات اخلاقی هم دیگه 

دستمون اومد(یه جورایی zzشدیم)..و تا رسید به اینجا که در خدمت شماییم

 

پپرم هیچ وقت تنهات نمی ذارم و همیشه با یه دنیا عشق کنارت می مونم تا همیشه بهت بگم دوست دارم و

تنها کس زندگیه من توییو امیدوارم همیشه کنار هم بمونیم و ماله هم باشیم به کوریه چشم حسودا

یه چند تا عکسم وسه پپرم گذاشتم توی ادامه مطلب شما هم ببنین(۱۸+)


نويسنده: نـــــویــــــد و پـــــپـــــری مورخ: یکشنبه 15 شهریور1388 در ساعت: 1:47 قبل از ظهر
|+|

دلتنگی--نوید
سلام به دوستای گلمونخوبین؟روزه نمازاتون قبول..ما رو هم دعا کنینا..ببخشید یه کم دیر شد که دوباره آپ کردمراستی نظرتون راجع به قالب چیهگفتیم یه تعقییر تحول بدیم خوبه..مگه نهاینم آپ

یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن

یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی

در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ

یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را

از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

سرشارمی کنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و می شود از آنجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد

یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــ*

*ــــــ*

*

 


نويسنده: نـــــویــــــد و پـــــپـــــری مورخ: یکشنبه 8 شهریور1388 در ساعت: 7:14 بعد از ظهر
|+|

سلام..شرمنده--نوید
سلام به تمامی دوستای گلمونخوبین؟واقعا شرمندهچندمدتی نبودیم ونتونستیم

آپ کنیم.یه سری مشکلاتی داشتیم که کم کم داره امید به خداحل می شه.یه سری

مشکلات خودم داشتم یه سری مشکلات هم پری داشت که نمی تونستیم بیاییم.اول

ازپپرم بگم که متاسفانه تو این تابستون سرما خورده بود دکترهم گفته بود حساسیت

بوده و الان دیگه آخراشه داره خوب می شه خدارو شکر،هی میگم مواظب خودت

باش می گه چشب ولی عمل نمی کنهاز این حرفا که بگذریم مشکلاتی عمیق تر

اتفاق افتاد که یه سری خسته گی ها رو بوجود آورده بود..از زندگی از همه آدما-از

همه چیز وسه همین وقتی می دیدم پپرم حالش خوب نیست منم که دیگه حس هیچ

کاریو نداشتم حتی حس نداشتم بیام آپ کنم و به وباتون سر بزنم..خودمم که به تازه

گی ازمصدومیت کمررهاجستم.کمرم توفوتبال آسیب دیدکه الان بهتره خدا رو شکر

سعی می کنیم از این به بعد دیگه تاخیر این چنینی نداشته باشیم.این بود مختصر

مشکلاتی که این چند وقته داشتیم که خدا بخواد و چشم حسودا کورداره حل می

شه.خب فعلا با این آپ شروع کردم که بگم چی شده از فردا آپ کردن رو ادامه می

دیم..پس فعلا دوستون داریم ۲تایی


نويسنده: نـــــویــــــد و پـــــپـــــری مورخ: چهارشنبه 28 مرداد1388 در ساعت: 2:23 بعد از ظهر
|+|

سلام سلام---نوید

سلام به دوستای گلمون...

خوبین؟به خاطر تبریکاتون ممنونبهترین تولد رو وسم گرفتین..ازتون

 ممنونم.ازپپریه گلم هم ممنون به خاطر اینکه سرپرستی این جشن رو به عهده

داشت..امیدوارم بتونیم یه روزی کنارخودش با هم جشن بگیریماولین کسی هم که

تولدم رو بهم تبریک گفت پپریم بودپری جونم دوست دارم نفسم

 

راستی شرمنده همه گی که نتونستم بهتون سر بزنمآخه مسافرت بودم با

دوستام..که عکساش روتوادامه مطلب وستون می ذارم.مسافرت خوبی بود..خیلی

 خوش گذشت جا شما خالی.خودم بچه شمال هستم یعنی استان گلستان ولی رفتیم

 طرف چالوس-رامسر-کلاردشت

 

حالا اگه دوست داشتین عکس ها رو ببینین برین تو ادامه مطلب..

دوستای گلمون دوستون داریم 2تایی

 


نويسنده: نـــــویــــــد و پـــــپـــــری مورخ: دوشنبه 29 تیر1388 در ساعت: 8:14 بعد از ظهر
|+|

تولد تولد تولدش مبارک--پپری

سلام به همه گی.بی مقدمه.میدونین امروز چه روزیه؟؟؟

یه روز خوشگل

بله تولده نوید جونمه


عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه

زندگیم با بودنت درست مثل بهشته

تو کوچه سبد سبد گلهای سرخ و میخک

عزیزم دوست دارم تولدت مبارک

این کیک

این شمع

 

این کادو

 


حالا همه گی میگیم

هفتا آسمون پر گلای یاس و میخک

یه دریا پر عشق و اشتیاق و پولک

یه قلب عاشق با یه حس بی قرار کوچک

فقط میخواد بهت بگه

"نوید جونم تولدت مبارک"


نويسنده: نـــــویــــــد و پـــــپـــــری مورخ: دوشنبه 22 تیر1388 در ساعت: 0:43 قبل از ظهر
|+|

یه آپ کوچولو---نوید

سلام به دوستای گلمون...

خوبین؟ممنون از نظرات خوشگلی که می ذارین..بچه ها لازمه یه توضیح مختصر

بدم..یه سری از دوستانی که تازه با این وب آشنا شدن و دوستای قدیمی،اونایی که

تازه این وب رو می بینن و هم قدیمی تر ها وسمون عزیز و دوستداشتنی هستند

وهمتون رو دوست داریم ۲تایی..این وب توسط من(نوید) و به همراه پریناز جون

خودم(یا همون پپری)اداره می شه..دوستان پپری مخفف اسم پرینازهست من

 پرینازم رو پپری صداش میزم.اگه می خواهید بیشتر از ما بدونید به  قسمت

 پروفایل برید..آدرسش تو پیوندهای روزانه ست.


امروز آپ رو توی یه عکس خلاصه می کنم..شعر این عکس وسه منو پپرم خیلی

آشناست..یعنی این شعر رو خیلی وقت پیش به پپرم دادم..یه جورایی در مورد منو

پپریه گلم گفته شده

 


نويسنده: نـــــویــــــد و پـــــپـــــری مورخ: شنبه 20 تیر1388 در ساعت: 9:34 بعد از ظهر
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Dastan.kotah & Bahar-20 & Best-Music-Cod